آفلاتوکسین
آفلاتوکسینB1 میتواند بهعنوان ترکیبی با سمیت بالا برای بیشتر گونههای طیور در نظر گرفته شود (گیامبرون و همکاران، 1985) گرچه برای بعضی گونههای حساس مانند ماهی قزلآلا، گربهها و جوجه اردکها بینهایت سمی است.
اثرات سمی آفلاتوکسین به دوز مصرفی و مدت زمان مصرف بستگی دارد و بسته به سطح و مدت مصرف آفلاتوکسین دو نوع مسمومیت متمایز حاد و مزمن قابل تشخیص است.
مسمومیت حاد بهصورت یک مسمومیت کبدی شدید مشخص میشود اختلاف در حساسیت به مسمومیت آفلاتوکسین حاد در بین گونههای مختلف حیوانات مشاهده میشود.

جوجه اردکها، خرگوش و گربه بالاترین حساسیت را دارند درحالی که جوجه، موشخانگی و موش صحرایی نسبتاً مقاوم هستند و حساسیت طیور مختلف بهترتیب: جوجههای اردکها > جوجه غازها > قرقاول>جوجه > مرغ میباشد (مولر و همکاران، 1970).
حیوانات جوان در مقابل مسمومیت آفلاتوکسین بیشترین حساسیت را دارند (پاترسون، 1973) و حساسیت حیوانات نر و ماده نیز متفاوت است بهطوری که تومورهای ایجاد شده بهوسیلهی آفلاتوکسینB1 در موشهای ماده نسبت به موشهای نر با سرعت کمتری توسعه پیدا میکند (تراعو و اوتسوبو، 1991).
اثرات آفلاتوکسین بر کبد
آفلاتوکسینB1 دارای خاصیت هپاتوکسین (سمی برای کبد) و سرطانزایی برای کبد بوده و کبد بهعنوان اولین اندام هدف برای آفلاتوکسین میباشد (تاونر و همکاران، 2000).
متابولیتهای سمی آفلاتوکسین به اسیدهای نوکلئیک و نوکلئوپروتئینها که برای زنده ماندن سلولها حیاتی هستند، متصل شده و سبب تولید زیاد لیپید کبدی، بزرگ شدن کبد، تکثیر مجاری صفراوی (آداو و گودینوار، 1997) نکروزیس یا مرگ سلولی (کیچو و والسر، 1994) و سرطان سلولهای کبدی (باملر و همکاران، 2000) میشود.
AFB1باید جهت ایجاد و اثرات سرطانزایی کبدی، بهوسیلهی آنزیمهای سیتوکروم P-450 به آفلاتوکسین 8و9 اپوکسید تبدیل شود. تفاوتهای زیادی از نظر حساسیت به سرطانزایی ناشی از AFB1 در بین گونههای مختلف حیوانی وجود دارد بهطوری که رَت بسیار حساس بوده و درحالی که موش تقریباً مقاوم میباشد که این امر ناشی از اثر گلوتاتیون اِس ترانسفراز میباشد که قبلاً در این زمینه بحث گردید.
در غلظتهای بالای آفلاتوکسین، تجمع چربی بهصورت واکوئلهای مشخص در سیتوپلاسم سلولهای کبدی دیده میشود که درنهایت بهصورت کبد بزرگ شده و زردرنگ درمیآید (جانسن وان رنسبورگ و همکاران، 2006). با ادامهی مواجهی حیوان با آفلاتوکسینها، هایپرپلازی مجاری صفراوی داخلکبدی اتفاق میافتد که سعی بر تولید یا ایجاد مجدد پارانشیم کبدی در موقعیکه سلولهای پارانشیمی ظرفیت خود را از دست میدهند، دارد.
در چنین حالتی افزایش معنیدار آلانین آمینو ترانسفراز، گاما گلوتامیل ترانسفراز و بیلیروبین اتفاق میافتد (زاکی و همکاران، 1998).
آداو و گودیناوار در سال 1997 دریافتند که تجویز AFB1 به جوجههای گوشتی سبب افزایش معنیدار در میزان پروتئین میکروزومی کبد، ترکیبات ناقل الکترون و آنزیمهای متابولیسم کنندهی دارو میگردد اگرچه هیچ تغییری در فعالیت آلانین آمینوترانسفراز و آسپارتات آمینوترانسفراز اتفاق نیفتاد.
مشخص شده است که آفلاتوکسین سبب کاهش بیوسنتز پروتئین از طریق ایجاد اتصال با DNA، RNA و پروتئین و ممانعت از فعالیت RNAپلیمراز مستقل از DNA میشود. نکروزیس سلولی وسیع در کبد و کلیه میتواند عامل کاهش تعداد سلول و بنابراین عامل آسیبرسان به سنتز پروتئین باشد (ورما و راوال، 1997).
بزرگ شدن کبد، شکنندگی، رنگپریدگی همراه با تغییرات چربی از علایم آسیبشناسی کبد میباشد در موارد مزمن مسمومیت قارچی، کبد تحلیل رفته، سفت و دانهدانه میگردد.
جراحات میکروسکوپی در کبد شامل متورم شدن سلولهای کبدی همراه با واکوئله شدن سیتوپلاسم و خونریزی، بزرگ شدن هستهها، قرار گرفتن کروماتین در یک طرف آنها و کروی شدن هستکها میباشد. درنتیجهی نفوذ چربی، مناطق نامنظمی برروی کبد دیده میشود (چلیک و همکاران، 1996).
پژوهشگران افزایش 24 درصدی وزن کبد را در جوجههای تغذیهکننده از جیرههای آلوده به آفلاتوکسین گزارش کردهاند که این افزایش نسبی وزن کبد میتواند بهدلیل افزایش رسوب چربی در اثر اختلال در متابولیسم چربی نسبت داده میشود بنابراین نسبت وزن کبد به وزن بدن نیز در مقایسه با ارگانهای دیگر در موقع تغذیه ی آفلاتوکسین بیشتر افزایش مییابد (جانسن وان رنسبورگ و همکاران، 2006).
مگاتوکس
شرکت ما محصول مگاتوکس (MegaTox) را بهعنوان نسل جدید توکسین بایندرها تولید کرده است. این محصول با ساختار چندلایه و قدرت جذب بالا، مقدار قابل توجهی از آفلاتوکسین موجود در خوراک را مهار میکند و یک راهکار علمی و عملی برای دامداریها و کارخانههای خوراک دام است.
برای اطلاعات کاملتر میتوانید صفحه معرفی مگاتوکس را مطالعه کنید.
اثرات آفلاتوکسین بر سیستم کلیوی
گلان اولین محققی بود که ارزیابی دقیقی را در رابطه با اثرات آفلاتوکسین بر فعالیت کلیوی با استفاده از جوجههای گوشتی تجاری انجام داد. در این تجربه، جوجههای گوشتی سههفتهای را بهمدت ده روز متوالی با استفادهی پودر برنج حاوی آفلاتوکسین بهمیزان دو میلیگرم به ازای هر کیلوگرم در روز تغذیه کردند که در نتیجه، آفلاتوکسیکوزیس خفیفی در جوجهها ایجاد شد.
پرندههای مذبور عوارضی همانند کاهش دفع فراکشنال فسفات، کاهش غلظت کلسیم تام پلاسما، کاهش پروتئین تام پلاسما، کاهش میزان 25-هیدروکسی ویتامینD و کاهش1.25 دیهیدروکسی ویتامینD در پلاسما را نشان دادند. کاهش در کلسیم پلاسما و کاهش در دفع فراکشنال فسفات را میتوان بهکاهش میزان هورمون پاراتیروئید نسبت داد، زیرا اثرات مشابهی نیز با قطع پاراتیروئید ایجاد میگردد (کاتی و همکاران، 1994).
کاهش هورمون پاراتیروئید در گردش خون نیز ممکن است موجب افزایش در انتقال معکوس سدیم و هیدروژن (Na+/H+) گردد زیرا مشخص گردیده که هورمون پاراتیروئید موجب مهار فعالیت آنزیم انتقال دهندهی معکوس سدیم و هیدروژن میگردد (رایموند و گلان، 1983).
از طرف دیگر، این اثرات ممکن است نتیجهی تحریک بازجذب فسفات در توبولهای کلیوی یا مهار ترشح فسفات در توبولها (پرندگان دارای مکانیزم ترشح فسفات در کلیهها هستند) و یا کاهش جذب کلسیم و فسفات غیرآلی در رودهها هستند.
کاهش میزان هورمون 25هیدروکسی ویتامینD در گردش خون در اثر مسمومیت با آفلاتوکسین میتواند ناشی از مهار سنتز این هورمون در کبد باشد (گیامبرون و همکاران، 1985) و کاهش میزان 1و25 دیهیدروکسی ویتامینD در پلاسما ممکن است ناشی از کاهش سنتز 25هیدروکسی ویتامین D در کبد و یا کاهش سنتز 1و25 دیهیدروکسی ویتامینD در کلیه باشد (کاتی و همکاران، 1994).
نفرونهای کلیوی در معرض آفلاتوکسینB1 و یا متابولیتهای آن دچار تغییراتی میگردد چراکه بخش قابل توجهی از مایکوتوکسین خورده شده از طریق ادرار دفع میشود (کالومبه، 1994).
آفلاتوکسینB1 بهطور معنیداری سبب کاهش فیلتراسیون گلومرولی، بازجذب گلوکز، جابجایی الکترولیتهای توبولی و آنیونهای ارگانیک در رَت وستر پس از 24 ساعت از تجویز آن (بهمیزان µg/kg100) گردید که این موضوع نشانگر این است که احتمالاً AFB1 اثر خود را بر غشای پایهی گلومرولی و توبولهای کلیوی میگذارد (گراسمان و همکاران، 1983).
اکیگوانو و همکاران (1980) برروی تغییرات بیوشیمیایی ناشی از AFB1 در کلیه مطالعه کرده و دریافت که تجویز داخلصفاقی AFB1 در رَتها موجب توقف فعالیت گلوتامات-اگزالواستات کلیوی، پیروات ترانسآمینازها و آلکالینفسفاتاز میگردد.
AFB1 موجب تراکم و تخریب کروماتین، دژنره شدن میتوکندریها، نفریت، پرخونی سینوزوئیدهای توبولی و دژنرسانس اپیتلیوم توبولهای ابتدایی، تخریب میکروویلیها و افزایش وزن نسبی کلیهها میگردد (جانسن وان رنسبورگ و همکاران، 2006).
حساسیت طیور نسبت به آفلاتوکسینB1 میتواند ناشی از تاثیر آنها بر سیستم کلیوی باشد. سندرمهای کلیهی چرب و خونریزی دهنده که در جوجههای پرورشیافته در آفریقا بیشتر دیده میشود به آفلاتوکسینB1 نسبت داده میشود (دافال و همکاران، 1987).
ضخیم شدن غشای پایهی گلومرولی، رشد غیرنرمال سلولهای اپیتلیومی گلومرولی و تغییرات دژنراتیو در سلولهای توبولهای کلیه در جوجه خروسهای گوشتی که بهمیزان 5-5/2 میكروگرم در كیلوگرم جیره آفلاتوکسینB1 دریافت کرده بودند، مشاهده گردید (مولنهاور و همکاران، 1989).
براساس مطالعهی ورما و کولهه (1998) افزایش کراتینین در سرم و ادرار خرگوش تغذیه شده از غذای حاوی AFB1، نشان دهندهی افزایش تبدیل فسفوکراتین به کراتینین در عضلات بوده که این امر خود ناشی از کاهش مصرف فسفوکراتین در انقباض عضلانی بوده است. معمولاً کلیهها کراتینین را دفع مینمایند که افزایش غلضت کراتینین در سرم نشان دهندهی ضایعات شدید کلیوی است (جانسن وان رنسبورگ و همکاران، 2006).
تغییر در میزان کلسیم، فسفر معدنی و کارنیتین و افزایش وزن نسبی کلیهها را از جمله اثرات سمی نفروتوکسیک آفلاتوکسینها میباشد (بایلی و همکاران، 1998؛ بریدن و همکاران، 2004؛ کوبنا و همکاران،a 1997؛1998؛ لدوکس و همکاران، 1998).
بهطور کلی شرایط استرسزا باعث افزایش تولید کاتکولآمینها توسط کلیه میشود که ممکن است تغییر مهمی را در شکل ظاهری کلیه ایجاد نماید. افزایش اندازهی کلیه توسط آفلاتوکسینها، نشان میدهد که این سموم باعث استرس فیزیولوژیکی شدید در پرندگان میشوند (راجو و دوگودا، 2000).










