مدیریت تغذیه
تغذیه عالی در طول شیردهی منجر به وضعیت بدنی(BCS) مناسب در گاوهای خشک میشود، که این یک عامل تعیینکننده برای شیردهی موفق بعدی است. وضعیت بدنی توسط مکانیسمهای فیزیولوژیکی و ژنتیکی تنظیم میشود و به راحتی تحت تأثیر محیط قرار میگیرد (به عنوان مثال، سطح تغذیه، اندازه بدن).
وضعیت بدنی خوب در گاوهای خشک تنها با مدیریت صحیح در طول کل دوره شیردهی به دست میآید. دوره انتقال یکی از چالشبرانگیزترین زمانها برای گاوهای شیرده به حساب میآید و از سه هفته قبل از زایمان تا سه هفته پس از زایمان ادامه دارد.
کتوزیس
یکی از چالشهای اصلی در این دوره، کاهش فیزیولوژیکی در مصرف خوراک همراه با افزایش نیازهای انرژی (بهویژه از آغاز شیردهی) است که باعث ایجاد تعادل منفی انرژی میشود. این موضوع گاوهای شیرده را مجبورمیکند تا بافت چربی را برای جبران کمبود انرژی آزاد کنند.
زمانی که گاوها به درستی مدیریت نشوند (مانند: تراکم بیش از حد، تغذیه ناکافی، شیوع بالای بیماریها)، کاهش مصرف ماده خشک تشدید میشود و گاوها به شدت چربی را تجزیه میکنند که به دنبال آن کتوزیس ایجاد میشود .
این عارضه یک عامل خطر مهم برای بیماریهای متابولیک و عفونی، و همچنین تولید و باروری ضعیف است علاوه بر این، به دلیل انتخاب ژنتیکی شدید برای افزایش تولید شیر در دهههای اخیر، تجزیه بافت چربی به شدت تشدید شده است.
نمره وضعیت بدنی (BCS)
یک سیستم برای اندازهگیری ذهنی ذخایر بدنی گاوها است که برای اولین بار در دهه ۷۰ طراحی شد. از آن زمان، چندین سیستم برای سنجش میزان تجمع بافت چربی بدن در سراسر جهان توسعه یافته است.
در ایالات متحده، یک سیستم نمره وضعیت بدنی ۵ نمره ای که به صورت ۰.۲۵ افزایش مییابد، به طور گستردهای پذیرفته شده است.
مطالعات متعددی نشان میدهند که نمره وضعیت بدنی (BCS) بهینه برای زایمان بین 3.0 تا 3.5 است. نمره BCS کمتر از این ممکن است با کاهش تولید و عملکرد تولیدمثلی همراه باشد، در حالی که نمره BCS بالاتر (>3.5) ممکن است مصرف خوراک را کاهش داده و خطر بیماریهای متابولیک را افزایش دهد. علاوه بر این، در دوره انتقال، حیوانات نباید بیش از 0.5 امتیاز BCS از دست بدهند.
یک خلاصه عملی از BCSهای توصیه شده در طول چرخه تولید در شکل ارائه شده است.

وضعیت بدنی و رابطه آن با سلامت و عملکرد یک تصور عمومی وجود دارد که گاوهای لاغر ممکن است مشکلات سلامتی بیشتری داشته باشند؛ با این حال، تحقیقات زیادی این فرضیه را حمایت نمیکند. برعکس، مطالعات زیادی وجود دارد که نشان میدهد بین گاوهای بیش از حد چاق و پاسخ ایمنی ضعیف ارتباطی وجود دارد این ممکن است ناشی از کاهش بیشتر BCS پس از زایمان باشد که با گاوهای بیش از حد چاق مرتبط است.
گزارش شده است که گاوهای تازه زا با BCS بالای 3.5، 30٪ احتمال بیشتری برای مبتلا شدن به تب شیر نسبت به گاوهای با BCS 3.0 دارند.
این ممکن است به دلیل کاهش مصرف ماده خشک پس از زایمان در گاوهای با BCS بالاتر (>3.5) و نیاز بالاتر به کلسیم برای تولید شیر باشد. علاوه بر این، گاوهایی که در زمان زایمان BCS بالای 3.5 دارند در مقایسه با آنهایی که BCS 3.25 دارند، در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به کتوز هستند.
تنها تعداد محدودی از مطالعات وجود دارد که ارتباط بین وضعیت بدنی و بیماریهای عفونی مانند ورم پستان یا متریت را ارزیابی کردهاند.
به عنوان مثال، در یک مطالعه که شامل تقریباً ۱۰,۰۰۰ گاو شیری بود، گاوهایی که در دوره خشک از نمره وضعیت بدنی خود کاسته بودند، شیوع بیشتری از بیماریهای رحمی و سوء هاضمه داشتند . به طور مشابه، از دست دادن نمره وضعیت بدنی در دوره خشک با احتمال بالاتری از درمانهای ضد میکروبی و ضد التهابی مرتبط بود. علاوه بر این، شواهدی وجود دارد که نشان میدهد کاهش سریع نمره وضعیت بدنی در طی دوره انتقال ممکن است شانس بهبودی از بیماریهای عفونی را کاهش دهد
علاوه بر اثرات منفی که از دست دادن نمره وضعیت بدنی بر سلامت حیوانات دارد، از دست دادن نمره وضعیت بدنی پیش یا پس از زایمان بر باروری گاوهای شیری تأثیر میگذارد.
به عنوان مثال، گاوهایی که در دوره خشک نمره وضعیت بدنی خود را از دست دادند، نرخ بارداری کمتری پس از اولین و دومین تلقیح پس از زایمان داشتند؛ در حالی که نسبت کمتری از گاوهایی که در ۶۰ روز اول پس از زایمان وضعیت بدنی خود را از دست دادند، نسبت به گاوهایی که وضعیت بدنی خود را حفظ کردند یا افزایش دادند، باردار شدند.
به طور کلی، پروفایل وضعیت بدنی یک گاو از سطح بالا شروع میشود و به آرامی تا حداقلترین نقطه در ۴۰ تا ۱۰۰ روز شیردهی کاهش مییابد. از طرف دیگر، تولید شیر به آرامی شروع میشود و تقریباً در همان زمانی که وضعیت بدنی به حداقل خود میرسد به اوج خود میرسد. با این حال، بلافاصله پس از رسیدن به اوج تولید شیر، گاوها به آرامی تولید را کاهش میدهند و شروع به تجدید ذخایر بدنی میکنند. این یک فرایند فیزیولوژیکی است که تحت تاثیر هورمونها قرار دارد و گاوها در حالی که بدنشان برای شیردهی بعدی آماده میشود، آن را تجربه میکنند.










