جا به جایی شیردان (DA)Displaced Abomasum

علت:
جا به جایی شیردان (DA)، که به آن «پیچ خوردگی معده» نیز گفته میشود یکی از اختلالات متابولیکی است که در اثر حرکت شیردان از محل طبیعی خود در سمت راست و پایین شکم به موقعیت بالاتر در سمت چپ یا راست شکم رخ میدهد. این حرکت معمولاً با تولید و تجمع بیش از حد گاز در شیردان به دلیل کاهش سرعت تخلیه آن همراه است.
اگرچه موارد DA در کل دوره شیردهی مشاهده میشود، اما بیشتر آنها با اوایل دوره شیردهی مرتبط هستند. بیش از نیمی از موارد جابهجایی به سمت چپ در گاوهایی مشاهده میشود که کمتر از ۱۴ روز از شروع شیردهی آنها گذشته است و بیش از ۸۰ درصد موارد در ۳۰ روز اول شیردهی رخ میدهد.
شناسایی گاوهای دارای مشکل:
گاوهایی که دچار مشکلات دیگر اوایل شیردهی هستند، بیشتر در معرض ابتلا به جا به جایی شیردان به سمت چپ قرار دارند. گاوهای دارای این مشکل معمولاً بیاشتها و لاغر شده و میزان تولید شیر آنها کمتر از حد انتظار است. مطالعات نشان دادهاند که مدت زمان نشخوار کردن گاوها حدود ۴ روز قبل از کاهش تولید شیر، کاهش پیدا میکند.
با استفاده از گوشی پزشکی و شنیدن صدای «پینگ» در قسمت بالای سمت چپ شکم گاو، معمولاً میتوان شیردان جابهجا شده و پر از گاز را تشخیص داد. معمولاً برای بازگرداندن شیردان به موقعیت صحیح خود، نیاز به جراحی میباشد. کمتر از ۳ درصد گاوها در ماه اول شیردهی دچار جا به جایی شیردان شوند و در بسیاری از مزارع، این رقم کمتر از ۱ درصد برای گاوهای تازهزا است.
چرا پیشگیری اهمیت دارد؟
گاوهایی که تشخیص داده شده و بهطور موفق درمان میشوند، همچنان عملکرد ضعیفتری در طول دوره شیردهی خواهند داشت. همانند سایر بیماریها و اختلالات پس از زایش، تولید شیر و عملکرد تولیدمثلی تحت تأثیر منفی قرار میگیرد.
اقدامات مدیریتی پیشگیرانه
گاوهایی که دچار کتوز تحت بالینی (بدون علائم ظاهری) و هیپوکلسمی (تب شیر) هستند، بیشتر در معرض خطر ابتلا به جا به جایی شیردان میباشند. بنابراین، پیشگیری از این اختلالات، تأثیر مستقیمی بر کاهش نرخ بروز DA در گاوهای انتقالی دارد.
همانند سایر اختلالات متابولیکی، پیشگیری از دوره شیردهی قبلی آغاز میشود. گاوها باید در وضعیت بدنی مناسب (نه بیش از حد چاق، نمره وضعیت بدنی حداکثر ۳.۲۵) وارد دوره خشکی شوند و تغذیه آنها باید متناسب با نیاز انرژی آنها باشد، بدون اضافه دریافت انرژی.
تأمین مواد معدنی و ویتامینهای مورد نیاز به شکل مناسب برای انتقال روان از دوره خشکی به دوره شیردهی الزامی است. استرس گرمایی و سایر عوامل استرسزا باید در دوره خشکی و اوایل دوره شیردهی کاهش یابد.
مدیریت صحیح آخور قبل و بعد از زایش شامل:
✅ تمیز کردن روزانه آخور
✅ تأمین ۳۰ تا ۳۶ اینچ فضای آخور برای هر گاو
✅ جیره متعادل
✅ فضای استراحت کافی (یک جایگاه یا حداقل ۹ متر مربع برای هر گاو)
میباشد.
همچنین باید مقدار کافی فیبر مؤثر در جیره تأمین شود تا نشخوار، تولید بزاق و بافر شدن محتوای شکمبه تحریک گردد.
کتوز در اوایل شیردهی (هیپرکتونمی)
علت:
در اوایل دوره شیردهی، نیاز انرژی برای تولید شیر بیشتر از مقدار انرژی مصرفی گاو است. بهعبارتی، مصرف خوراک نمیتواند با نیاز انرژی غده پستانی هماهنگ شود. برای جبران این کمبود انرژی، چربیهای بدن گاو بسیج شده و به خون وارد میشوند که با افزایش غلظت NEFAها در خون قابل مشاهده است.
زمانی که چربیهای بسیج شده بیش از حد ظرفیت متابولیک کبد باشد، اجسام کتونی (مانند بتا-هیدروکسیبوتیرات یا BHBA) در خون تجمع مییابند. این کتونها در خون، ادرار یا شیر قابل شناسایی هستند.
شناسایی گاوهای مشکلدار:
گاوهای تحت تأثیر کتوز ساب کلینیکال قابل شناسایی هستند که غلظت BHBA در خون یا شیر را بین ۳ تا ۱۴ روز پس از زایش اندازهگیری میکنند.
🔸 اگر غلظت BHBA در خون برابر یا بیش از ۱.۲ mmol/L باشد، گاو کتوزیک محسوب میشود.
🔸 علائم کلینیکی معمولاً در غلظتهای بیش از ۳.۰ mmol/L مشاهده میشود، اما تشخیص بالینی در گاوها اغلب دشوار است.
🔸 گاوهایی که سایر بیماریهای متابولیک مانند هیپوکلسمی تحت بالینی یا تب شیر دارند، بیشتر در معرض کتوز و سایر مشکلات گاو تازهزا قرار میگیرند.
چرا پیشگیری مهم است؟
گاوهایی با سطح بالای BHBA عملکرد پایینتری دارند.
✅ تولید شیر در این گاوها ۳ تا ۷ درصد کاهش مییابد و در گاوهای پربازده ممکن است بیشتر هم باشد.
✅ گاوهای کتوزیک ۳ تا ۱۹ برابر بیشتر در معرض جابهجایی شیردان قرار دارند و ۳ برابر بیشتر احتمال حذف در ۳۰ روز اول بعد از زایش را دارند.
✅ این گاوها ۱.۲ تا ۱.۷ برابر کمتر احتمال دارد در اولین تلقیح آبستن شوند، اگرچه استفاده از پروتکلهای همزمانسازی ممکن است این اثر را کاهش دهد.
اقدامات مدیریتی پیشگیرانه:
✅ پیشگیری از کتوز از دوره شیردهی قبلی آغاز میشود، با جلوگیری از چاق شدن گاوها در اواخر شیردهی.
✅ گاوهای خشک باید انرژی کافی (۰.۶۰ تا ۰.۶۲ مگاکالری انرژی خالص شیردهی به ازای هر پوند ماده خشک) دریافت کنند، اما بیش از حد نباشد.
✅ گاوهای تازهزا باید مدیریت شوند تا مصرف ماده خشک بهینه شود، شامل:
-
دسترسی به خوراک بیش از ۲۰ ساعت در روز
-
فضای کافی آخور (۳۰ اینچ برای گاو تازهزا و ۲۴ اینچ برای گاو اوایل شیردهی)
-
تأمین فضای استراحت کافی (هر گاو یک فریاستال یا ۱۰۰ فوت مربع در اصطبل کمپوست)
-
دسترسی به آب تازه
✅ حداقلسازی استرس گرمایی برای گاوهای خشک و شیرده
✅ در گلههایی با شیوع بالای کتوز یا گاوهایی که سطح بالای کتورها دارند (در ۳ تا ۹ روز بعد از زایش تست شدهاند)، میتوان روزانه ۳۰۰ سیسی پروپیلن گلیکول به مدت ۵ روز متوالی گاو را درچ کرد.
⚠️ برای اثربخشی، پروپیلن گلیکول باید درچ شود و نه روی خوراک ریخته یا در TMR مخلوط گردد و باید تمام ۵ روز متوالی مصرف شود.
متریت (Metritis)
علت:
متریت یک بیماری عفونی رحم است که معمولاً ۱۰ تا ۱۴ روز پس از زایش مشاهده میشود.
حدود ۱۲ درصد گاوهای شیری تازهزا به درجاتی از متریت دچار میشوند و شیوع آن در گاوهایی که زایش سخت، دوقلوزایی یا جفتماندگی داشتهاند بیشتر است.
باکتری E. coli اولین عامل آلودگی باکتریایی مرتبط با متریت است. برخی سویههای E. coli مخصوص ایجاد عفونت در رحم هستند و با سویههایی که عامل ورم پستان یا اسهال در گوسالهها هستند تفاوت دارند.
شناسایی گاوهای مشکلدار:
🔹 گاوهای تازهزا مبتلا به متریت ترشحات بدبو دارند و ممکن است تب داشته یا نداشته باشند (کمتر از ۴۵٪ از گاوهای مبتلا به متریت تب دارند).
🔹 پس از زایش، تمام گاوهای شیری به درجاتی از آلودگی باکتریایی در رحم دچار میشوند و سیستم ایمنی گاو باید فعال شده و عفونت را برطرف کند.
🔹 گاوهای سالم پاسخ ایمنی قوی و منظمی دارند و میتوانند با این آلودگی مقابله کنند. گاوهایی که بعداً دچار متریت میشوند معمولاً پاسخ ایمنی ضعیفتر یا با تأخیر در زمان زایش دارند.
بنابراین تفاوت بین گاوهای سالم و مبتلا به متریت، به توانایی سیستم ایمنی گاو در پاسخ به عفونت و بهبود آن مرتبط است.
چرا پیشگیری مهم است؟
✅ این عفونتها میتوانند منجر به مرگ گاو شوند.
✅ گاوهای مبتلا به متریت، تولید شیر و عملکرد تولیدمثلی کمتری دارند.
✅ گاوهای بالغ با موارد خفیف یا شدید متریت حدود ۲۷۰ کیلوگرم شیر کمتر در یک دوره شیردهی تولید میکنند.
✅ در تحقیقات، تلیسههای اولین زایش تفاوت قابلتوجهی در تولید شیر چه با متریت و چه بدون آن نشان ندادند.
✅ گاوهای با متریت شدید، نرخ آبستنی کمتری در اولین تلقیح و تا ۱۲۰ روز پس از زایش داشتند، اما این تفاوت تا ۳۰۰ روز بعد از زایش از بین رفت.
✅ نرخ حذف بین گاوهای با متریت و بدون متریت تفاوتی نداشت.
اقدامات مدیریتی پیشگیرانه:
✅ محیط زایش تمیز و جدا از محل نگهداری دامهای بیمار فراهم شود.
✅ گاوهایی که بعداً دچار متریت میشوند، قبل از زایش مصرف ماده خشک کمتری نسبت به گاوهای سالم داشتهاند.
✅ مدیریت مناسب قبل از زایش شامل:
-
تأمین فضای کافی در آخور (۳۶ اینچ به ازای هر گاو)
-
فضای استراحت کافی (۸۰٪ ظرفیت)
-
کنترل استرس گرمایی (heat abatement)
✅ این اقدامات برای افزایش مصرف خوراک قبل از زایش اهمیت دارد.
✅ هیپوکلسمی تحت بالینی (تب شیر) میتواند خطر ابتلا به متریت را افزایش دهد.
کلسیم برای انقباضات عضلات رحم و پاسخ ایمنی مناسب جهت مقابله با عفونتهای باکتریایی ضروری است.
تب شیر (هیپوکلسمی)

علت:
مدتی کوتاه پس از زایش، نیاز گاو به کلسیم ۲ تا ۳ برابر نسبت به دوره خشکی افزایش مییابد و این افزایش نیاز به کلسیم به دلیل سنتز شیر است.کلسیم اضافی مورد نیاز باید از منابع استخوانی یا جذب از روده کوچک (از طریق جیره غذایی) تأمین شود.
پس از زایش، بیشترین منبع تأمین کلسیم، بسیج کلسیم از استخوان است که باید قبل از زایش “آمادهسازی” شده باشد تا پاسخ سریع سلولهای استخوانی ممکن شود.
کاهش غلظت کلسیم خون معمولاً در روز اول پس از زایش مشاهده میشود و گاوها به طور طبیعی تا روز سوم یا چهارم پس از زایش بهبود مییابند.گاوهایی که غلظت کلسیم خون آنها تا روز سوم یا چهارم پس از زایش به سطح طبیعی بازنگردد، بیشتر در معرض مشکلات مرتبط با دوره انتقال قرار دارند.
شناسایی گاوهای مشکلدار:
- گاوهای دارای هیپوکلسمی بالینی (تب شیر) به راحتی قابل شناسایی هستند (بیثباتی، ناتوانی در ایستادن و ضعف انقباضات عضلانی به دلیل کمبود کلسیم).
گاوهای دارای هیپوکلسمی تحت بالینی علائم کلاسیک تب شیر را ندارند و ظاهراً طبیعی هستند، اما نمونههای خون گرفتهشده ۲ تا ۴ روز پس از زایش، غلظت کلسیم خون پایینتر از حد طبیعی را نشان میدهد.
در حال حاضر هیچ تست سریع دامداری برای اندازهگیری کلسیم خون در گاو تازهزا وجود ندارد و برای بررسی وضعیت گله باید نمونههای خون ۲ تا ۴ روز پس از زایش گرفته و به آزمایشگاه ارسال شود.- بهطور ایدهآل کمتر از ۲۵٪ گاوهای تازهزا (۲ تا ۴ روز پس از زایش) باید غلظت کلسیم خون کمتر از ۸.۶ mg/dL داشته باشند.
چرا پیشگیری مهم است؟
✅ گاوهای دارای هیپوکلسمی تحت بالینی یا تب شیر، بیشتر در معرض ابتلا به جابجایی شیردان، کتوز، متریت و جفتماندگی قرار میگیرند.
✅ احتمال بروز علائم فحلی تا ۶۰ روز پس از زایش (دوره انتظار داوطلبانه) در این گاوها کمتر است.
✅ گاوهای دارای هیپوکلسمی ۱.۷ برابر بیشتر در معرض حذف در ۶۰ روز اول پس از زایش قرار دارند.
اقدامات مدیریتی پیشگیرانه:
✅ تغذیه گاوهای خشک نزدیک زایش (۳ هفته قبل از زایش) با جیره کم پتاسیم (سیلوی ذرت پتاسیم پایینی دارد) به همراه افزودن نمکهای آنیونی میتواند شیوع هیپوکلسمی تحت بالینی را کاهش دهد.
✅ در این جیرههای DCAD منفی، pH ادرار باید اندازهگیری شود و در محدوده ۵.۵ تا ۷.۰ باشد.
✅ گاهی استفاده از جیرههای ملایماً اسیدی (نمک آنیونی با تعادل DCAD صفر) ممکن است به کاهش شیوع هیپوکلسمی تحت بالینی کمک کند، اما به اندازه جیرههای اسیدی قوی مؤثر نیست.✅ تغذیه با جیره کم پتاسیم بهتنهایی ممکن است به کاهش شیوع تب شیر بالینی کمک کند، اما وقتی نمکهای آنیونی به درستی در جیره گاوهای خشک نزدیک زایش اضافه شوند، اثرگذاری بیشتری دارد.
✅ در حال حاضر استفاده از بولوس خوراکی کلسیم برای تمام گاوهای تازهزا توصیه نمیشود.
✅ پس از مصرف بولوس کلسیم، غلظت کلسیم خون حدود ۴ ساعت افزایش مییابد.
✅ برخی گروهها از گاوها (گاوهای لنگ، مسن یا با تولید بالا در دوره شیردهی قبلی) ممکن است از مصرف بولوس کلسیم سود ببرند، اما نیاز به تحقیقات بیشتر برای تدوین بهترین استراتژی استفاده وجود دارد.
✅ در برخی گروههای دیگر (تلیسههای اولین زایش یا گاوهای با تولید کمتر از میانگین در دوره قبلی)، مصرف بولوس کلسیم ممکن است مضر باشد.
هیپوکلسمی تحت بالینی یا تب شیر در گاوهای شیری – چرا اینقدر مهم است؟
با شروع شیردهی و ادامه تولید شیر، گاو شیری با افزایش نیاز به مواد مغذی برای سنتز شیر، دستخوش تغییرات زیادی میشود.
علاوه بر نیاز بیشتر به انرژی و آمینواسیدها برای تولید آغوز و سپس شیر، نیاز به کلسیم نیز دو تا سه برابر قبل از زایش افزایش مییابد. کمی قبل از زایش، گاو شیری روزانه 8 تا 10 گرم کلسیم به جنین انتقال میدهد، اما پس از زایش، روزانه 20 تا 30 گرم کلسیم در آغوز و شیر ترشح میشود. بنابراین تغییرات متابولیکی باید رخ دهد تا این نیاز افزایشی به کلسیم را تأمین کند. اگر این تغییرات بهموقع و کافی نباشند، غلظت کلسیم خون به زیر آستانه بحرانی کاهش یافته و منجر به هیپوکلسمی تحت بالینی و بالینی (تب شیر) میشود.
نقش کلسیم
کلسیم برای بافتهای اسکلتی، عملکرد عضلات صاف و اعصاب، شامل حرکت دستگاه گوارش و قدرت عضلات اسکلتی حیاتی است. کمترین سطح کلسیم خون معمولاً طی 12 تا 24 ساعت پس از زایش رخ میدهد و در گاوهای سالم ظرف 2 تا 3 روز پس از زایش به حالت طبیعی باز میگردد.
هیپوکلسمی بالینی شناختهشدهترین بیماری در گاوهای شیری نزد دامداران است و حدود 5% بروز دارد. نژادهای جرسی و گرنزی حساسیت بیشتری به این اختلال دارند، زیرا گیرندههای ویتامین D کمتری نسبت به نژاد هلشتاین دارند. با افزایش تولید شیر و تعداد زایش، بروز بیماری افزایش مییابد. تلیسهها به ندرت دچار هیپوکلسمی بالینی میشوند، زیرا تولید آغوز و شیر کمتر و توانایی بالاتری در آزادسازی سریع کلسیم از استخوان دارند.
غلظت کلسیم خون توسط جذب از طریق رژیم غذایی و آزادسازی یا برداشت از استخوان به شدت کنترل میشود. دو هورمون پاراتیروئید (PTH) و 1,25 دیهیدروکسی ویتامین D3 این فرآیند را کنترل میکنند. با کاهش غلظت کلسیم خون، PTH ترشح شده و در کلیه، دفع ادراری کلسیم را کاهش میدهد. برای تأمین مقادیر بیشتر، PTH باعث آزادسازی کلسیم از استخوان و تبدیل ویتامین D به 1,25 دیهیدروکسی ویتامین D3 در کلیه میشود که جذب فعال کلسیم از روده کوچک را افزایش میدهد.
برای ترشح و عملکرد PTH، وجود منیزیم کافی و pH کمتر قلیایی (اسیدوز متابولیک ملایم) لازم است، که نیاز به منیزیم کافی و استفاده از رژیمهای DCAD منفی قبل از زایش برای پیشگیری از هیپوکلسمی را نشان میدهد.
هیپوکلسمی تحت بالینی
گاوهایی که علائم بالینی ندارند اما غلظت کلسیم خون آنها پس از زایش پایین است، دچار هیپوکلسمی تحت بالینی هستند و تنها با آزمایش خون 1-2 روز پس از زایش قابل تشخیصاند. در این حالت، گاوها علائم اولیه تب شیر (مرحله اول مانند اضطراب، لرزش و جابجایی پاها) را نیز نشان نمیدهند.
گاوهایی با سطح کلسیم ≤ 8.0 mg/dl (2.0 mmol/l) بدون علائم بالینی، هیپوکلسمی تحت بالینی دارند. طبق مطالعه Reinhardt، 50% گاوهای بالغ و 25% تلیسهها دچار این وضعیت میشوند. Oetzel نیز هزینه اقتصادی هیپوکلسمی تحت بالینی را چهار برابر موارد بالینی برآورد کرده است، زیرا تعداد موارد تحت بالینی بیشتر بوده، اگرچه هزینه هر مورد کمتر است.
مطالعه اخیر Martinez پیشنهاد کرده سطح آستانه به 8.5 mg/dl (2.1 mmol/l) افزایش یابد زیرا گاوهایی با سطح کمتر از این، مستعد متریت و اختلالات متابولیک هستند. طبق این معیار، بیش از 65% گاوهای بالغ و 51% تلیسهها در معرض خطر قرار میگیرند. این یافتهها نشان میدهد:
-
هیپوکلسمی تحت بالینی در تعداد زیادی از گاوها رخ میدهد.
-
اما همه گاوها دچار افت کلسیم پس از زایش نمیشوند.
مطالعات نشان داده هیپوکلسمی تحت بالینی میتواند علت اولیه یا ثانویه کاهش عملکرد و اختلالات متابولیک باشد.
تأثیر بر عملکرد گاو
هیپوکلسمی بر سلامت گاو تازهزا، تولید شیر آینده و عملکرد تولیدمثلی تأثیر میگذارد. همچنین عملکرد سیستم ایمنی در این گاوها کاهش مییابد. گاوهایی با کلسیم خون پایین در روز اول پس از زایش مستعد جابجایی شیردان، کتوز، کبد چرب، جفتماندگی، متریت و ورم پستان هستند. برخی مطالعات کاهش مصرف خوراک و افزایش NEFA را پس از زایش گزارش کردهاند. گاوهای دارای وضعیت بدنی بالا در زمان زایش نیز بیشتر در معرض خطر هستند.
اما برخی مطالعات کاهش تولید شیر و مصرف خوراک را نشان ندادهاند. Jawor و همکاران گزارش کردند گاوهای دارای هیپوکلسمی تحت بالینی 2.6 ساعت بیشتر در 24 ساعت قبل از زایش ایستاده و در هفتههای 2، 3 و 4 شیردهی 12 پوند شیر بیشتری تولید کردند.
پیشگیری از هیپوکلسمی
پیشگیری از طریق تعدیل رژیم گاوهای نزدیک زایش انجام میشود تا سیستم فیزیولوژیک بدن برای افزایش تقاضای کلسیم آماده شود:
-
رژیم کمکلسیم قبل از زایش: اگرچه بروز بیماری را کاهش میدهد، اما اجرای آن دشوار است و نیازمند رژیمی با کمتر از 20 گرم کلسیم قابل جذب است.
-
رژیم کم پتاسیم قبل از زایش: میتواند بروز تب شیر بالینی را کاهش دهد اما برای هیپوکلسمی تحت بالینی کافی نیست.
-
تغذیه نمکهای آنیونی 21 روز قبل از زایش: تغذیه رژیم DCAD منفی 21 روز قبل از زایش به طور مؤثری هیپوکلسمی بالینی و تحت بالینی را کاهش میدهد. برای این منظور، رژیم باید DCAD -10 تا -15 mEq/100g ماده خشک داشته باشد. پتاسیم و سدیم رژیم باید کاهش یابد و غلظت کلسیم حدود 1%، منیزیم 0.35% و فسفر 0.25%-0.3% باشد.
pH ادرار شاخص خوبی برای بررسی کارایی مدیریت DCAD است:
-
در هلشتاین: pH بین 6.2 تا 6.8 (کمتر از 7)
-
در جرسی: pH بین 5.8 تا 6.3
اگر pH کمتر از 5.5 باشد، میزان آنیون بیش از حد بوده و رژیم باید اصلاح شود.
تغذیه نمکهای آنیونی در تمام دوره خشکی توصیه نمیشود اما در دامداریهای با دوره خشکی کوتاه و نبود امکان جداسازی گروههای گاو ممکن است ضروری باشد. مطالعات نشان داده تغذیه 21 یا 42 روز قبل از زایش تفاوتی در مصرف خوراک و تولید شیر ایجاد نکرده است و نیاز به تحقیقات بیشتر دارد.
نتیجهگیری:
پیشگیری از هیپوکلسمی در زمان زایش برای سلامت پس از زایش، تولیدمثل و تولید شیر بهینه اهمیت زیادی دارد. کمبود کلسیم یک اختلال متابولیک پنهان است که در بیش از 50% گاوهای شیری رخ داده و فقط با آزمایش خون در 1-2 روز اول پس از زایش قابل تشخیص است. پیشگیری کلید مدیریت این اختلال است و استفاده از نمکهای آنیونی و مدیریت مناسب رژیم میتواند نقش مؤثری در جلوگیری از این اختلال متابولیک ایفا کند.










